صدیقه رضوانی نیا| شهرآرانیوز؛ «تو رستم تهمتنی بزن که خوب میزنی» این مصراع را این شب و روزها بارها در اجتماعات مردم ایران شنیدهایم ملتی با تمدنی درخشان که قهرمانان اسطورهای اش هنوز هم و در هر عصر و زمانی حضور دارند و حماسه خلق میکنند. «گردآفرید»، یکی از زنان اسطورهای تاریخ ایران است که شرح دلاوریها و غیرت مندی اش در شاهنامه حکیم توس روایت شده است.
گریز ملت ایران به شاهنامه و قهرمانان حماسی فردوسی بزرگ و پیوند آنها به رزمندگان و قهرمان امروز سخت جذاب و شنیدنی است.
دکتر فاطمه محمدزاده، دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی با گرایش ادبیات حماسی از دانشگاه فردوسی مشهد است او علاوه بر تدریس در دانشگاه، نویسنده ادبیات کودک و نوجوان است و مقالات و پژوهشهای بسیاری در زمینه شاهنامه فردوسی در داخل و خارج از کشور داشته است.
این روزها که روحیه سلحشوری و حماسی مردم ایران، بار دیگر با شاهنامه گره خورده است و در جای جای این سرزمین، شعارهایی با مضامین حماسی و شاهنامهای دیده و شنیده میشود، در گفت و گوی با این شاهنامه پژوه دلیل روحیه حماسی مردم ایران و زنده شدن دوباره اشعار شاهنامه فردوسی را جویا شدهایم که در ادامه میخوانید.
شاهنامه از آغاز سرایش تاکنون، توقف زمانی نداشته و در همه ادوار تاریخ ایران جریان داشته است و مردم در هر دوره، به اقتضای شرایط سیاسی و اجتماعی، از آن بهرهمند شدهاند. شاهنامه یک دایره المعارف اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است که فردوسی حکیم آن را برای همه اعصار و همه مردم ایران سروده است.
«گردآفرید»، یکی از زنان شاهنامه است که هم روحیه رزم آوری دارد و زنی خردمند و باهوش است. داستان به این صورت است، هنگامی که سهراب برای یافتن پدرش سهراب، راهی سرزمین ایران میشود، در میانه راه به قلعهای با فرماندهی گژدهم میرسد و با آنها میجنگد. هنگامی که هیچ کس دیگر یارای نبرد با سهراب را ندارد و همگان از جنگ با سهراب خسته یا زخمی میشوند، گردافرید، دختر گژدهم سوار بر اسب، درحالی که چهره و موهای خود را زیر کلاهخود پنهان کرده به میدان میرود و سهراب را با نبرد خود شگفت زده میکند. او سوارکاری ماهر و تیراندازی شایسته است. در میدان جنگ، هیچ چیزی از مردان جنگاور کم ندارد. فردوسی او را زنی بسیار زیبا و شجاع توصیف میکند او بانوی بسیار هوشمندی نیز هست که نبرد را به سمت درستی هدایت میکند. تا وقتی توان دارد، با سهراب میجنگد و وقتی توانش را از دست میدهد، از زیرکی و. هوشمندی زنانه خود استفاده میکند.
هنگامی که کلاهخود از سرش میافتد و سهراب میفهمد که او دختر است، شیفته او میگردد، اما گردافرید که سهراب را دشمن ایرانیان میپندارد و هویت ایرانی او را نمیشناسد، نمیخواهد به احساسات او پاسخ دهد. زیرا در شان ایرانی بودن خود نمیداند که با سپاه دشمن از این راه دراید، اما میدان جنگ است. باید مسیری را انتخاب کند که ایرانیان شکست نخورند و دشمن نیز نابود و ناامید شود؛ بنابراین گردافرید ناگهان به جای نبرد از سهراب میخواهد که از در اشتی دراید. سهراب فکر میکند که گردافرید نیز شیفته اوست گردافرید با سهراب تا نزدیک دژ میرود و هنگامی که به دژ میرسد، وارد میشود و در را به روی سهراب میبندد. همین رشادت و هوشمندی و غیرت مندی است که سبب میشود همه خاندانش از او رضایت داشته باشند.
شاهنامه فردوسی به عنوان یک اثر حماسی مولفههای درخشان و جذابی دارد. محتوای اساسی شاهنامه فردوسی، نبرد نیروهای خیر و شر است که در قالب مبارزات ایرانیان و دشمنان آنها که غالبا تورانیان هستند، تجسم یافته است. در یک سو، ایرانیان شجاع و دلاور و در سوی دیگر، تورانیان و در راس آنها افراسیاب تورانی، بزرگترین و حیله گرترین نیروی شر و دشمن ایران قرار دارد. افراسیاب تورانی را میتوان آمریکا و اسرائیل امروز دانست که از دیرباز تاکنون در جهت ضربه زدن به ایران و ایرانیان از هیچ اقدامی فروگذار نکردهاند.
پهلوانان شاهنامه و ویژگیهای اخلاقی آنها در قهرمانان امروز ایران استمردار و تداوم دارد. دشمن بزرگ، قهرمان بزرگ میطلبد و فردوسی با توجه به همین موضوع است که رستم، یعنی ابرپهلوان ایران را در شاهنامه چنان توصیف کرده است که هم قدرت بدنی بالا دارد و تهمتن است و هم اخلاق کاملا ایرانی در وجود او نهادینه شده است.
رستم، پیش از هر نبرد، با خداوند نیایش میکند، یعنی با همه نیروی شگرفی که دارد، قدرت برتر را از آن پروردگار میداند. ایران و ایرانی، خط قرمز اوست و هیچ دشمنی، حتی در ذهنش نمیتواند نیت پلیدی درباره این سرزمین داشته باشد، زیرا او همواره در کمین بدخواهان است. فردوسی به ما یاد میدهد که در هر جایگاهی، باید غرور را کنار گذاشت و خدا را در نظر داشت. رستم، غرور و غیرت ایرانی دارد و هیچ گاه به پادشاهان ستمگر زمان خود، همچون کیکاووس، سر فرود نمیآورد و تسلیم نمیشود.
همین ویژگیها را در مدافعان امروز وطن میتوان دید که قهرمانان ایران، پیش از پرتاب موشکها به راز و نیاز با خدا میپردازند و هنگام اصابت آن به دشمن نیز خدا را سپاس میگویند.
تکرار نام پهلوانان شاهنامه همچون رستم تهمتن، کاوه آهنگر، فریدون و.. در شعارهای مردم ایران، نشان دهنده آن است که ایرانیان، هرگز از پهلوانان خود جدا نبودهاند و حتی اگر هزار سال هم بگذرد، آنها را فراموش نمیکنند، زیرا چنین پهلوانانی، نه برای شهرت خود که برای نام بلند ایران به نبرد با دشمنان برخاستهاند. ایرانیان، پهلوانان خود را باور دارند و در ناخودآگاه جمعی آنان، این دلاورمردان، همیشه ماندگار هستند و تکرار نامشان بر غرور ملی آنها میافزاید.
شاهنامه جذابیتهای بسیاری برای کودکان و نوجوانان دارد چنانکه اگر داستانهای شاهنامه به صورت تخصصی بازآفرینی شوند، بر ابعاد مختلف زندگی کودک و نوجوان تاثیر میگذارند. شعارهای شاهنامهای نیز میتوانند مانند یک رسانه قدرتمند، شجاعت و بزرگ منشی پهلوانان شاهنامه را به کودکان و نوجوانان منتقل کنند. به این ترتیب، باید از مسیرهای خلاقانه برای شناساندن شاهنامه به کودکان و نوجوانان بهره گرفت. ساختن شعار از محتوای شاهنامه، یکی از این آفرینشگریها است، زیرا محتوا با آهنگ مناسب و با بسامد بالا تکرار میشود و تاثیر عمیقی در اذهان میگذارد.
بله، شاهنامه، گرچه اثری از دیروز است، اما در جهان مدرن امروز قابل استفاده است، بنابراین، ضرورت دارد که همه ایرانیها با این اثر شکوهمند آشنا شوند و از آن بهرهمند گیرند.